عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

74

منازل السائرين ( فارسى )

باب سماع قال الله تعالى : « وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِيهِمْ خَيْراً لَأَسْمَعَهُمْ » « 1 » اگر خداوند در آنها خيرى مىديد هر آينه آن‌ها را شنوا مىساخت . محل استشهاد خواجه بزرگوار در اين آيهء « لأسمعهم » است كه از آن به عنوان مقام سماع استفاده كرده است . سماع از سمع به معنى شنيدن است و به معنى شهرت هم آمده است ، در اصطلاح عرفانى ، سماع را معنى آواز و صوت زيبا گرفته‌اند . اما خواجه بزرگوار در تعريف سماع مىگويد : نكته السماع حقيقة الانتباه . مفهوم سماع همان انتباه و هوشيارى است . يعنى گوش را به هوش تبديل كردن و حقايق غيبى را شنيدن و به كار بستن است . فرق انسان با حيوان همين است كه بايد از مجراى گوش علاوه بر اصوات ظاهرى ، اصوات غيبى را نيز دريافت كند . پس حقيقت سماع دريافت پيام از غيب است . آن گوشى كر است كه نتواند آواى غيبى را بشنود يا آن چشمى كورس است كه نتواند مناظر غيبى را مشاهده كند ، قرآن كريم اين قبيل افراد را سرزنش مىكند : لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها . و براى آنهاست ديده‌هاى بس نو و بصيرت و گوشهايى ناشنواى حقيقت . و يا : إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ « 2 » ؛ قطعا بدترين جانوران نزد خدا كران و لالانى هستند كه اصلا تعقل نمىكنند . يا مىفرمايد : وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ قالُوا سَمِعْنا وَ هُمْ لا يَسْمَعُونَ . « 3 » همانند كسانى نباشيد كه گفتند استماع كرديم حق را درحالىكه نشنيدند پيام حق را . سالك در مقام سماع وقتى واردات غيبى را استماع مىكند به وجد مىآيد و همه خستگىها و چشم انتظارىها مرتفع مىشود . به گونه‌اى كه خود را از شدت سرور و

--> ( 1 ) . انفال / 23 . ( 2 ) . انفال / 22 . ( 3 ) . انفال / 21 .